مارکسیسم در عمل

6c8303807d508def63a023443fda514f
نظریه ای که این روزها زیاد شنیده می شود این است که “با این‌که من به صورت طبیعی با اعتصاب موافقم، درست نیست هنگامی که در حال رفتن در یک رکود قرار داریم، دست به اعتصاب بزنیم. “گویی واقعیت این‌که همه در رنجند، به معنی آن است که مناسب ترین کاری که می توان انجام داد، مشارکت در رنج آنان است؟ گویی قربانی شدن ما به نوعی به سایر قربانیان کمک خواهد نمود؟ آیا این کار منجر به بازگشتن کارگران اخراجی بر سرکارشان خواهد شد؟ آیا بهای انرژی را کاهش خواهد داد؟ ما باید از این ایده دفاع کنیم که درست آن است که در این شرایط رکودی ، مبارزه ای گسترده و نیرومند را فراتر از مبارزه برای افزایش حقوق و دستمزد سازمان دهیم. و این شرایط دقیقاً زمانی است که اگر می خواهیم دود آن به چشم طبقه کارگر نرود و در مقابل صدمات بحران اقتصادی به طبقه کارگر کمک کنیم، باید مبارزه خود را تشدید کنیم .
قربانی شدن ما در این بحران به ما کمکی نخواهد کرد زیرا در درجه اول تاثیری بر بهبود این شرایط نخواهد داشت. دلایل بحران اقتصادی ریشه در سرمایه داری دارد: گردش درون ساختاری این سیستم به رونق و ورشکستگی،سیستمی که درآن اشیاء برای سود تولید می شوند نه برای پاسخگویی به نیاز، چنین سیستمی به ناگهان با مشکل پیدا کردن بازار مواجه می شود و در نتیجه تولید دچار سکته و توقف می گردد، سیستمی که سرمایه گذاری سوداگرانه ناپایدار هدایتگر آن است ، همه چیز فرو ریخته شده و زحمتکشان بیکار را از خود به جا می گذارد، بدون افزایش حقوق ودستمزد،در این سیستم هنگامی که پرداخت های رهنی با کسری مواجه می شود، مالکیت خانه ها دست به دست می شود و..
این بحران اقتصادی جدید است اما مبارزه بنیانی ما را برای افزایش حقوق وسطح استانداردهای زندگی تغییر نداده است. ما هیچ گاه نباید از مبارزه برای پرداخت های بیشتر منصرف شویم.اگر نقطه آغاز ما این است که ثروت بوسیله کار ما ایجاد می شود، اکنون بازگشت بخشی از این ثروت را خواهانیم ، همه این ثروت حقوق ماست.تا اینجا مخالفی وجود ندارد. همان سیستمی که دیروز ما را استثمار کرد،سیستمی است که امروز هم ما را استثمار می کند.تنها تفاوت این است که پرده از روی چهره نفرت انگیز آن برداشته شده است اما اثبات این زشتی، زندگی ای بدون تهیدستی وفقر را تضمین نمی کند یا نمی تواند تضمین کند. ما نباید قربانی حفظ این سیستم شویم. شرایط کنونی زمان مبارزه حتی شدید تر است.
چرا در این شرایط مبارزه ما برای حقوق ودستمزد بیشتر به سایر زحمتکشانی که در رنجند، یاری می رساند؟ زیرا زمانی که بحرانی در سیستم سرمایه داری رخ می دهد،جنگی بین طبقه سرمایه دارکه مسئول این هرج و مرج است با زحمتکشان اتحادیه ها،زحمتکشان بدون اتحادیه صنایع ،زحمتکشان بیکار، کارکنان با مزایای بالا که تاوان بحران را می پردازند، در می گیرد. زحمتکشان طبقه کارگر می توانند از طریق پذیرش بدون سر و صدای نقطه نظرات تکراری کارفرمایان و قطع پرداخت ها ضربه سختی بخورند یا می توانند در مقابل این وضعیت ایستادگی کنند. پرداخت زیر تورم را در زمانی که تورم حداکثر فشار را بر هزینه ها وارد می کند، نپذیرید. مطرح کنید که کل این هرج و مرج در واقع نشان می دهد که گاوچران های مسئول اقتصاد با زندگی ما قمار کرده اند و ما هیچ اعتمادی به سیستمی که زندگی مان را تحت دلسوزی بازار قرار می دهد، نداریم.
همینطور زحمتکشان طبقه کارگر که از راه آهن های ما سفر می کنند، وکسانی که با صورتحساب های مدام بیشتر مواجهند،نباید هزینه های بحران را از طریق افزایش آشکار کرایه ها بپردازند.
حدس بزنید که چه کسانی کمربندهای خود را سفت نمی کنند؟ ایان کوچر مدیر اجرایی شبکه ریلی[۲] که پاداش نیم میلیون دلاری در سال جاری دریافت نمود همراه با سه رئیسی که هر کدامشان پاداش های بالای ۲۰۰۰۰۰ پوند دریافت نمودند.اگر آنها از اینها نمی گذرند،چرا ما باید از حقوق ناچیزمان بگذریم؟
ما باید درجریان دفاع از خود در مقابل اثرات رکود اقتصادی، درس های مهمی را از گذشته بیاموزیم ، از جمله درس هایی در زمینه اینکه چه کاری نباید بکنیم.
درابتدای پس از جنگ جهانی اول اتحادیه ملی کارگران حمل و نقل ریلی و دریایی (RMT)[۳] نیای اتحادیه ملی حمل و نقل ریلی(NUR)[۴] و انجمن متحد مهندسان لکوموتیو و سوخت گیران (ASLEF) [۵] مبارزه برای افزایش حقوق را از طریق یک اعتصاب ملی موفق در سال ۱۹۱۹ به پیروزی رساندند. اما در جریان رکودی که درسا ل های اخیرشروع شده است،دستاوردهای آن نبرد بزرگ از اذهان پاک شده است چنان که رهبران اتحادیه ای پاسخ مناسبی به آن نداده اند.
در آن سال ها سفرهای مسافران وکرایه باربری در خطوط ریلی بریتانیا به صورت چشمگیری کاهش یافته بود. دولت در حال آماده کردن خطوط راه آهن برای برگرداندن به دست شرکت های بخش خصوصی بود که به اجبار در طول جنگ جهانی اول به صورت عاریه تحت کنترل دولت درآمده بودند و در این رابطه هزینه های دولتی را به صورت جدی قطع نمود. دولت در می۱۹۲۱ هفته کار تضمین شده را معلق کرد و تعجب آور اینکه رهبران اتحادیه از آنها حمایت کردند. آنها را چنان از بیکاری ترسانده بودند که به جای مبارزه ،حملات به شرایط کار را هم پذیرفتند. بعد از آن چه اتفاقی افتاد؟ بیکاری هم از راه رسید : در مارچ سال ۱۹۲۱ کارفرمایان نزدیک به ۶۰۰۰۰ کارگر راه آهن را اخراج کردند.
اگر کارگران اعتصاب کنند، این بخشی از حرکت خارج کردن اقتصاد از دستان گاوچران هاست و امکان کنترل بر روی زندگی مان را به ما می دهد.ما باید این نبرد را با درخواست های اساسی دیگر همراه کنیم. درخواست هایی مانند یک هفته کاری کوتاه تر، حذف بیکاری، قراردادن صنایع ناتوان در تامین این شرایط تحت کنترل بخش عمومی برای این که تا پایان بحران در این بخش باقی بمانند،
برنامه ای از شورای ساکنان ساختمان ها ،شورای مدارس و شورای بیمارستانها برای ارائه خدمات و مشغول کردن کارگران ساختمانی …
البته این برنامه ها نیازمند دولتی است که آماده چالش با طبقه سرمایه دار باشد ، نه حامی این طبقه… ما دولتی می خواهیم که تامین کننده منافع و نیازمندی های زحمتکشان طبقه کارگر باشد ، دولتی کارگری.
برگردان : مسعود امیدی
[۱] – http://www.workersliberty.org- By Off The Rails Created ۲۲ Sep ۲۰۰۸
[۲] -Network Rail Chief Executive Ian Coucher
[۳] -The National Union of Rail, Maritime and Transport Workers
[۴] -National Union of Railway men
[۵] -Associated Society of Locomotive Engineers and Firemen

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *