تفسیر روابط اقتصادی با الگوهای اقتصادی

138ee0970bab0d7e40dba3001313b40e_XL

دانشمندان اقتصادی با استفاده از متغیرها و داده هایی همچون تولید و درآمد و بیکاری و قیمت تلاش دارند تا چگونگی کارکرد و سازو کار کل اقتصاد را تفسیر و توصیف کنند آنها در این زمینه از فرضیه ها و تئوریها و الگوهای مبتنی بر متغیرها و داده های اقتصادی بهره می جویند . اقتصاد دانان تمایل دارندکه برای درک و تفسیر پدیدهای اقتصادی از الگوها استفاده کنند یک الگوی اقتصادی رابطه ای است که بر مبنای شماری از متغیرهای اقتصادی ساخته میشود رابطه های موجود در یک الگو براساس یکسری اصول و فرضیه های پذیرفته شده استوار گردیده است بنابر این با استفاده از این الگوها میتوان رابطه بین متغیرهای اقتصادی یا همان شاخصهای اقتصادی را درک کرد در حقیقت الگو همانند یک نظریه ساده شده است که از جزئیات و عوامل غیر ضروری صرفنظر میکند الگوهای اقتصادی به انواع جریان مدور دوبخشی و سه بخشی و چهار بخشی تقسیم میشوند ما در بحث آموزشی خود و برای درک سازوکار اقتصاد کلان از الگوی دوبخشی استفاده میکنیم که علاوه بر سادگی بسیار کاربردی میباشد.

الگوی جریان مدور دوبخشی:

کل فعالیتهای اقتصادی هرجامعه را میتوان به دوقسمت تقسیم کرد… تولید و مصرف
براساس چنین تقسیم بندی عاملین یا کارگزاران اقتصادی را نیز میتوان در دو دسته کلی قرار داد: تولیدکنندگان و مصرف کنندگان.

بنگاه های اقتصادی و خانوارها:

در اقتصاد کوچکترین واحد تولیدکننده را یک بنگاه اقتصادی و کوچکترین واحد مصرف کننده را خانوار می نامند .
مطلب دیگر اینکه تمامی افراد یک جامعه جزو خانوارها به حساب می آیند زیرا تمامی افراد جامعه مصرف میکنند و بنابر این مصرف کننده محسوب میشوند.

بازار عوامل تولید:

اما برای بدست آوردن درآمدی که مصرف کنندگان را قادر به تقاضا برای کالاها و خدمات تولید شده در جامعه کند یک یا چند عضو از هر خانوار باید منابعی را که در اختیار دارند عرضه کنند این منابع شامل نیروی کار فیزیکی و نیروی کار فکری و دارائیها (به صورتهای مختلف آن) است همچنین میتوان سازمان دهنده ها و یا مدیران را نیز به عنوان بخشی از نیروی کار ماهر به حساب آوردکه مانند بقیه نیروی کار خدمت خود را به صورت سازماندهی و تولید ارائه میدهند.
پس میتوان گفت مراحل تولید در اختیار خانوارها است. بنگاهها در مقابل در اختیار گرفتن عوامل تولید که از طرف خانوارها گرفته میشود تولید میکند که در ازای این تولید پرداختهایی با عنوان درآمد به آنها عرضه میشود این پرداختها بسته به عواملی که در اختیار بنگاهها قرار گرفته… مختلف هستند مثلا در ازای افرادی که در بنگاهها یا کارخانه ها فعالیت میکنند دستمزد پرداخت میشود درازای زمین و ملک یا امثال اینها اجاره پرداخت میشود و در ازای منابع مالی سود به خانوارها پرداخت میشود پس به طور کلی منظور از عوامل تولید, مدیران و نیروی کار فکری و افراد خانوارها (نیروی کار غیر فکری) و زمین و ملک و ابزارآلات و… را درنظر گرفت .
امروزه حتی منظور از نیروی کار, مدیران و کارفرمایان و برنامه ریزان و بنگاههای(کارخانجات) اقتصادی و صنعتی است که درواقع قسمتی از نیروی کارماهر به شمار می آیند که از طریق مدیریت ,بنگاههای اقتصادی را اداره و تولید را یاری میدهند.
به بازار عوامل تولید, بازار نهاده های تولید نیز گفته میشود.

بازار کالا و خدمات:

تولیداتی که با کمک بازار عوامل تولید در بنگاههای اقتصادی انجام گرفته است, باید در جایی برای عرضه به مصرف کنندگان خانوارها قرارگیرند این مکان همان بازار کالا و خدمات است پس بنگاهها تولیدات خود را روانه بازار کالا و خدمات میکنند همچنین خانوارها درآمدهایی را که از بنگاهها از طریق فعالیت عوامل تولید در بنگاهها بدست آوردند را در بازار کالا و خدمات خرج میکنند (مخارج) این مخارج دوباره از طریق کالاها و خدمات به بنگاههای اقتصادی انتقال می یابد و آنها نیز دوباره تولید میکنند این جریان مدور همینطور ادامه میابد.

اما… اگر دقت کنید می بینید ما در مورد یکسری مسائل صحبت نکردیم .
باید اینطور بگوییم که این وسط تکلیف دولت و مخارج دولت و صادرات و واردات و رشد اقتصادی سرمایه گذاری و پس انداز چه می شود؟ آیا دولتها باهم رابطه ندارند؟ آیا تولید ناخالص داخلی ثابت است؟ آیا مردم درآمدهاشون رو همه رو خرج می کنند یا قسمتی رو هم پس انداز میکنند؟

پس باید بگوییم درالگوی دوبخشی:

اول … پس انداز و سرمایه گذاری را درنظر نمیگیریم. یعنی همه درآمدها به صورت مخارج دوباره به بنگاهها بر میگردند و درنتیجه همان مقدار هم تولید میشود.

دوم … در این الگو اندازه بازار عوامل تولید ثابت است و انگیزه ای برای افزایش تولید و افزایش رشد اقتصادی و افزایش درآمد وجود ندارد.

سوم … درواقع باید گفت جریان مدور دوبخشی سطح درآمد, تولید و مخارج ثابت است.

تولید = مخارج (مصرف) = درآمد

پس در یک جمله باید گفت الگوی دوبخشی کاملا غیر واقعی است. اما ما برای کار خود و برای درک مسائل درآموزش از این الگو استفاده میکنیم.

برای درک بهتر الگوی مدور ۲ بخشی را یکبار دیگر به این صورت توضیح میدهیم: (این موضوع بسیار مهم است )
خانوارها عوامل تولید (افراد و ملک زمین تجهیزات و…) را دارا هستند.
عوامل تولید در بنگاهها فعالیت کرده و کالا و خدمات تولید میکنند. این کالا و خدمات تولید شده (تولید ملی) روانه بازارهای کالا و خدمات میشود و کالاها و خدمات تولید شده توسط بنگاهها در نهایت توسط بازار کالا و خدمات به خانواده ها منتقل میشود .
از طرف دیگر بنگاهها با در اختیار گرفتن عوامل تولید از خانوارها هم تولید میکنند (که روانه بازار کالا و خدمات میشوند) و هم درآمد (درآمد ملی) را برای خانوارها ایجاد میکنند.
خانوارها نیز درآمد ایجاد شده را با نام مخارج کل در بازار کالاها و خدمات خرج میکنند و این مخارج درواقع دوباره به بنگاهها انتقال می یابد و همواره این جریان ادامه میابد از بحث بالا دو مفهوم هم درک میشود که لازم میدانم اینها را خوب به خاطر بسپارید چون در توضیح رشد اقتصادی و تولید ناخالص داخلی به درد شما می خورد.

۱- درآمد ملی: عبارت است از تمامی درآمدهای بدست آمده به وسیله خانوارها . ازجمله دستمزدها و اجاره ها و بهره های دریافتی و سود در طول یکسال است.

۲- تولید ملی: عبارت است از مجموع ارزش پولی تمامی کالاها و خدمات تولید شده در اقتصاد در طول یکسال.

الگوی مدور ۳ بخشی:

در این الگو نقش دولت و پس انداز خانوارها را نیز در نظر میگیریم و الگویی به شکل زیر داریم.

الف: الگوی دوبخشی + پس انداز

در حالت جدید خانوارها از درآمد خود (همان درآمد ملی) به دو طریق استفاده میکنند. یکی مستقیم با نام مخارج مصرفی و دیگری غیر مستقیم با نام پس انداز.

در مورد مخارج مصرفی توضیح دادیم اما پس انداز به چه صورت انجام میشود؟ پس انداز خانوارها معمولا در بازارهای مالی مثل بانک- بورس سهام – صندوقهای بازنشستگی و غیره صورت میگیرد.
پس انداز انجام گرفته خانوارها از طریق وام دادن از طرف بازارهای مالی به بنگاههای مالی صرف سرمایه گذاری خواهد شد.

سرمایه گذاری عبارت است از صرف وجوهی که توسط بنگاهها در بازار کالا و خدمات انجام می شود و شامل سرمایه گذاری ثابت و سرمایه گذاری در موجودی انبارها است.
تذکر : منظور از سرمایه گذاری ثابت خرید کالاهای سرمایه ای جدیدی است که به وسیله سایر بنگاهها تولید شده است. مانند ماشینهای تولید شده , ساختمانهای ساخته شده و وسایل و تجهیزات اداری.

همچنین سرمایه گذاری در موجودی انبارها عبارت است از تغییرات در موجودی کالاهای تولید شده و مواد خامی که بنگاهها در انبارهایشان ذخیره میکنند. اگر این موجودیها در حال افزایش باشد سرمایه گذاری در موجودی انبارها مثبت است و اگر در حال کاهش باشند سرمایه گذاری در موجودی انبارها منفی است.

پس منظور از مخارج سرمایه گذاری وجوهی است که صرف خرید کالاهای سرمایه ای می شوند. پس در نهایت سپردها منجر میشود بنگاهها وامهایی را که از بانکها دریافت کرده اند صرف خرید از بازار کالا و خدمات که محصولات بنگاههای دیگر را ارائه میکنند بکنند.

ب: مدل دوبخشی + پس انداز + دولت

قدم بعد وارد کردن دولت به جریان مدور است شکل زیر نشان دهنده این حالت است.

دولت در اقتصاد کشورها وظایف متعددی را انجام میدهد. ولی در مدل ما فرض می شود که نقش دولت این است که فقط از خانوارها مالیات دریافت کند و درآمدهای حاصل از جمع آوری مالیات را خرج خرید کالاها و خدمات (مانند آموزش , بهداشت , جاده سازی) از بازار کالا و خدمات میکند که مخارج دولتی نامیده میشود پس همانطور که دیدیم بخشی از درآمد خانوارها صرف مالیات میشود.

دولتها نقش های دیگری هم دارند. مثلا دولتها از بنگاهها و معاملات در بازارها نیز مالیات دریافت میکنند. همین دولت می تواند از بازارهای مالی (بانکها و…) قرض بگیرد و یا قرض بدهد
مفهوم کسری بودجه دولت: اگر دولت بیش از میزان مالیاتهای دریافتی خرید کند با کسری بودجه مواجه میگردد.

مفهوم مازاد بودجه دولت: اگر مالیاتهای خاص بیش از خریدهای دولت باشد , دولت با مازاد بودجه مواجه است.

پ: الگوی چهار بخشی

این الگو = الگوی دوبخشی + پس انداز + دولت + بخش خارجی

این حالت که به آن اقتصاد باز میگویند نشان دهنده جریان مدور با وجود بخش خارجی است که یک اقتصاد جامع و کامل را نشان می دهد اقتصاد یک کشور با دیگر کشورها به شکلی با یکدیگر ارتباط دارند.

۱- واردات: چون جریان نشان داده شده در شکل زیر فقط جریان وجوه است بنابر این با صادرات وجوه به سمت داخل می یابند و علامت فلش به سمت بیرون است.

۲- صادرات: صادرات دومین وسیله ارتباط اقتصاد داخلی یا اقتصادهای خارجی است. وجوه پرداختی توسط خارجیان خریدار کالاها و خدمات داخلی (که از بازار کالا و خدمات انجام می شود) به سوی بازار های تولید داخلی جریان دارد و با صادرات وجوه به سمت داخل می آیند.

۳- اگر به اندازه ای ارزش واردات , صادرات کالاها و خدمات انجام نشود قسمتی از واردات باید به صورت اعتباری خریداری شود.

در چنین حالتی ارتباط سومی بین اقتصاد داخلی و اقتصادهای بیگانه ایجاد خواهد شد. این ارتباط جریان وجوه به صورت قرض از خارجیان است که از بخش خارجی به داخل بازارهای مالی وارد خواهد شد. به طور معکوس اگر صادرات بیش از واردات باشد جریان وجوه به صورت سرمایه گذارهای بین المللی از بازارهای مالی داخلی به طرف بخش خارجی خواهد بود.

امیدوارم تا اینجای قضیه الگوهای اقتصادی را متوجه شده باشید .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *